تبلیغات
واجب فراموش شده - حتما بخونید.بدرد الان ما میخوره. تحلیل امام خامنه ای(مدظله العالی) در سال 76 نسبت به ‹‹ اهداف جنجال تبلیغاتى امریكاییها و مخالفان ملت ایران نسبت به مذاکره با آمریکا››

واجب فراموش شده
 
چه جنگ باشد چه نباشد راه من و تو از کربلا می گذرد:باب جهاد اکبر بسته شد باب جهاد اصغر که بسته نیست

Ø_صØ_ÙˆÛŒØ_Ø_ÛŒØ_Ø_لله_Ø_Ø_منه_Ø_ÛŒ_41.jpg

تحلیل امام خامنه ای(مدظله العالی) در سال 76 نسبت به

‹‹ اهداف جنجال تبلیغاتى امریكاییها و مخالفان ملت ایران نسبت به مذاکره با آمریکا››

 

من اوّلاً براى شما برادران و خواهران عزیز بیان كنم كه اهداف جنجال تبلیغاتى امریكاییها - عمدتاً - و مخالفان ما در دنیا چیست. این‌كه دائماً مى‌گویند ایران مى‌خواهد با امریكا مذاكره كند؛ ایران مى‌خواهد بتدریج رابطه با امریكا برقرار كند، هدفشان از این حرفها چیست؟ چه مى‌خواهند؟ مخالفان ما به دنبال چه چیزى هستند؟ آنچه مسلّم است، دنبال خیر جمهورى اسلامى و خیر ملت ایران نیستند؛ این‌كه واضح است. تا به حال در طول این نوزده سالى كه از انقلاب مى‌گذرد، هم حكومت امریكا، هم مطبوعات امریكا و هم رسانه‌ها و تلویزیونها و رادیوهاى امریكا، تا آن‌جایى كه توانستند، به ملت ایران ضربه زدند، خنجر از پشت زدند، اهانت رواداشتند، خیانت كردند و دروغ پرداختند. در هشت سال جنگى كه ما داشتیم و در قضایاى اقتصادى، یك‌جا اینها به نفع ما كار نكردند؛ حال هم از همان قبیل است.

 پس، هدفشان چیست؟ هدف، چند چیز است. كه من به اختصار عرض مى‌كنم. شما روى مطالبى كه عرض مى‌كنم، فكر كنید؛ مخصوصاً شما جوانان تحصیلكرده، دانش‌آموزان، دانشجویان و طلاب علوم دینى، درست دقت و تأمل كنید؛ چون اینها مسائل مهمى است. یك ملت هم غالباً در همین جاهاى على‌الظاهر كوچك است كه سرنوشتش ساخته مى‌شود. چنین مقطعى، اگر مردم، جوانان، مسؤولان و دیگران درست نفهمیدند كه حقیقت قضیه چیست، زاویه‌اى باز مى‌شود كه خداى نخواسته همین زاویه، به فناى همه چیز منتهى خواهد شد. معمولاً این‌طور است؛ لذا خیلى مهم است كه درست دقّت شود.

 هدف اینها چیست؟ هدف حكومت امریكا و دستگاه امپراتورى خبرى امریكایى از این حرفها چیست كه مرتّب مى‌گویند: ایران مى‌خواهد مذاكره كند؟

1-    تبدیل عامل وحدت ملت ایران به اختلاف

هدف، چند چیز است: یكى این‌كه اینها مى‌خواهند آن چیزى را كه تا امروز وسیله وحدت ملت ایران بوده است، به وسیله اختلاف ملت ایران تبدیل كنند. تا به حال آحاد ملت ایران به خاطر این‌كه مى‌دانستند دولت امریكا دشمن آنهاست، در مقابل دشمنى امریكا، اگر یك وقت اختلافات جزئى هم داشتند، كنار مى‌گذاشتند و متّحد مى‌شدند. مقابله با امریكا، یكى از وسایل وحدت این ملت بوده است. اینها مى‌خواهند با این جنجالها، همین وسیله وحدت را، به وسیله اختلاف تبدیل كنند. این علیه آن، آن علیه این. این بگوید مذاكره، آن بگوید مذاكره چه فایده‌اى دارد؛ آن یكى بگوید چه ضررى دارد؟ یك عدّه از این طرف بحث كنند، یك عدّه از آن طرف بحث كنند! واینها هم این وحدت عظیم ملى را كه ملت ایران در مقابله با حضور دشمن دارد، به اختلاف ملت ایران تبدیل كنند.

 

2-     از بین بردنِ قبحِ قضیه ی مذاكره و رابطه با امریكا

 هدف دوم این است كه مى‌خواهند با تكرار این قضیه - مذاكره و رابطه با امریكا - قضیه‌اى را كه در چشم ملت ایران، به دلایلى منطقى، یكى از زشت‌ترین چیزهاست، قبحش را از بین ببرند. تا حدّى كه در نماز جمعه مى‌شود حرف زد، خواهم گفت كه دلایل منطقى آن چیست. مى‌خواهند قبح این را از بین ببرند؛ مثل كارى كه سرِ قضیه اسرائیل با اعراب كردند.

 یك روز بود كه دولتهاى عرب، صحبت كردن با اسرائیل، رابطه با اسرائیل و حتّى آوردن اسم اسرائیل را یكى از كارهاى بسیار زشت مى‌دانستند. اینها با مطرح كردن و پیش كشیدن این قضیه، آنها را یكى یكى از صفوف ملت عرب خارج كردند و بار را به گردن او انداختند. بتدریج كارى كردند كه قبح این قضیه ریخت؛ حتّى دولتهایى كه در مرزهاى اسرائیل نیستند و هیچ خطر و ضررى هم از اسرائیل نمى‌بینند، در خانه خودشان نشسته‌اند و صحبت از مذاكره با اسرائیل مى‌كنند! واقعاً چه لزومى دارد؟ اما مى‌كنند؛ چون قبحش ریخته است.

 ملت ایران به دلایل كاملاً محكم و با استدلال منطقى، دولت امریكا را دشمن خود مى‌داند؛ كه من بعداً اشاره خواهم كرد. همه ملتهاى دنیا هم این را از ملت ایران شناخته‌اند و با چشم تعظیم و تجلیل به این نگاه مى‌كنند. بتدریج مى‌خواهند قبح این را از بین ببرند و یك كار عادّى و معمولى بكنند.

3-     مهم بودنِ اصلِ مذاكره با ایران براى امریكا به عنوان ابرقدرت

هدف سوم این است كه اصل مذاكره با ایران، براى امریكا به عنوان ابرقدرت، بسیار مهم است. ممكن است بعضى تعجّب كنند و بگویند مگر ایران چیست كه براى امریكاى ابرقدرت، مهم است كه با ایران پشت میز مذاكره بنشینند؟! بله، بسیار مهّم است. اتّفاقاً چون ابرقدرت است، برایش خیلى مهّم است. ابرقدرت، یعنى آن قدرتى كه از همه قدرتهاى سیاسى دنیا بالاتر است و مى‌تواند اراده خود را بر آنها تحمیل كند.

 یك روز دو ابرقدرت در دنیا بودند - امریكا و شوروى - و هر كدام منطقه نفوذى داشتند؛ هر كار هم مى‌خواستند، مى‌توانستند بكنند. حتّى امریكا در مقابل آن دشمن، موشكهاى امریكایى - كروز و غیره - را در كشورهاى اروپایى مستقر كرده بود؛ بیچاره اروپاییها هم چاره‌اى نداشتند، حرفى هم نمى‌زدند؛ چون به عنوان دفاع در مقابل شوروى سابق بود. شوروى هم در منطقه نفوذ خودش، این كارها را مى‌كرد. امروز كه شوروى از بین رفته است؛ امریكا مدّعى است و به شدّت در پى این است كه نظام یك قطبى در دنیا به وجود آید؛ یك ابرقدرت در رأس امپراتورى بزرگى كه اسمش دنیاست!

 این مطلبى كه عرض مى‌كنم، حرفى است كه صاحب‌نظران سیاسى امریكا از گفتن آن ابایى ندارند. در مطبوعات امریكایى، مقالات سیاسى فكرى با همین مضمون چاپ مى‌شود. در همین حدود یك ماه پیش، در یكى از مطبوعات امریكایى دیدم كه یك نویسنده معروف سیاسى‌نویس امریكایى به دنیا خطاب مى‌كرد كه «چه عیبى دارد كه در رأس یك امپراتورى واحد جهانى، امریكا قرار داشته باشد؟! امریكا امروز چنین و چنان است!» آنها اصلاً ادّعایشان این است؛ دنبال این هستند.

 حال ابرقدرتى با این همه ادّعا، با این همه باد و بروت جهانى و سیاسى، یك جا هست كه برایش ارزش و اعتبار و احترامى قائل نمى‌شوند؛ آن یك جا كجاست؟ جمهورى اسلامى ایران. جمهورى اسلامى و ملت ایران، هیبت‌شكن ابرقدرت امریكا در دنیا شدند. من بارها عرض كرده‌ام كه عمده قدرت ابرقدرتها، متّكى به هیبتشان است؛ هیبت آنهاست كه مى‌تواند كار كند. اینها همه‌جا كه وارد میدان نمى‌شوند، تیر و تفنگ كه به كار نمى‌برند؛ تشر و هیبتشان است كه رؤساى دولتها و رؤساى احزاب سیاسى دنیا را وادار مى‌كند كه دست و پایشان در مقابل اینها بلرزد و كوتاه بیایند.

 بیانات در خطبه‌های نمازجمعه  ۱۳۷۶/۱۰/۲۶





طبقه بندی: توافق ژنو،  امــــــــــــــــــــــامــــــــــــــــــــــــ، 
برچسب ها: ژنو، تحلیل ژنو،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 خرداد 1394 توسط شهید محمد رضا تورجی زاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : // setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);